غلامحسين محرمى

152

تاريخ تشيع از آغاز تا پايان عصر غيبت صغرى ( فارسي )

كه حسن بن على حسنى ملقب به اطروش در اين سال در خراسان قيام كرد و به مناطق گيلان و مازندران رفت و توانست كار زيديان را سامان دهد . « 1 » بدين‌سبب عباسيان سخت از زيديان مىهراسيدند و مىكوشيدند افرادى را كه صلاحيت رهبرى آنان را داشتند ، به‌ويژه اولاد زيد را نابود سازند و براى دست‌گيرى چنين افرادى جايزه تعيين مىكردند و جاسوس استخدام مىكردند . « 2 » چنان‌كه عيسى بن زيد به‌طور پنهانى از دنيا رفت و هارون فرزندش احمد بن عيسى را به مجرد بدگمانى بازداشت نموده و زندانى كرد . « 3 » البته در اين ميان تعدادى از بزرگان بنى الحسن كه از رهبران قيام‌ها به شمار مىآمدند ، به راه و رسم زيدى نمىرفتند و چندان به مبانى زيدى پايبند نبودند ؛ بدين‌سبب در جنگ‌ها ، هنگامىكه وضع جنگ به ضرر آنان تغيير مىيافت و احتمال شكست‌شان مىرفت ، زيديان آنان را در ميدان جنگ تنها مىگذاشتند و قيام‌شان با شكست روبرو مىشد ( همچون يحيى بن عبد الله ) . از ميان اينها تنها ادريس برادر يحيى توانست پيروزى نسبى به دست آورد « 4 » و آن هم به سبب اين بود كه او به آفريقا - كه از دسترس عباسيان دور بود - گريخت ، در آن‌جا ضد عباسيان كوشيد و توانست حكومتى تشكيل دهد . « 5 »

--> ( 1 ) . مسعودى ، على بن الحسين . مروج الذهب ، منشورات موسسه الاعلمى للمبوعات ، بيروت ، 1411 ه ، ج 4 ، ص 393 و 394 و شهرستانى . كتاب الملل و النحل ، منشورات الشريف الرضى ، قم ، 1364 ه . ش ، ج 1 ، ص 139 . ( 2 ) . چنان‌كه هارون بعد از خبردار شدن ، از فرار احمد بن عيسى از زندان او ، شخصى را به نام « ابن كرديه » مامور كرد كه به نواحى كوفه و بصره برود و اظهار تشيّع كند و در ميان شيعيان و زيديان پول تقسيم نمايد ، تا اينكه بتواند از مخفيگاه احمد بن عيسى آگاهى يابد . ابن كرديه با تلاش زياد و صرف پول فراوان توانست ، مخفيگاه احمد را بشناسد و در نهايت نتوانستند احمد را دستگير كنند . ( ابو الفرج اصفهانى . مقاتل الطالبيين ، منشورات الشريف الرضى ، قم ، 1416 ه ، ص 492 ، 496 . ) ( 3 ) . همان مأخذ . ( 4 ) . ادريس بن عبد الله ، برادر محمد نفس زكيه ، در قيام حسين بن على حسنى شهيد فخ - كه در دورهء هادى عباسى رخ داد - شركت داشت . بعد از شكست حسين ، همراه حاجيان به صورت ناشناس به مصر رفت و از آنجا روانه مغرب شد ؛ در مغرب مردم اطراف او جمع شدند و او قدرتى به هم زد و حكومت تشكيل داد . ولى شخصى به دستور هارون خليفه عباسى او را مسموم كرد . مردم بعد از او نام فرزند خردسالش را ادريس گذاشتند ؛ ادريس دوم بعد از اين‌كه بزرگ شد ، در آنجا به حكومت پرداخت و حكومت ادارسه مغرب حدود يك قرن در آن‌جا دوام داشت . ( مسعودى : همان ، ج 3 ، ص 326 ) . ( 5 ) . ابو الفرج اصفهانى . همان ، ص 406 - 408 .